و زندگی همچنان ادامه دارد ...
مدتیه که نمی نویسم و اصلا نمیدونم از چی بنویسم چون دیگه نه به کسی اعتماد دارم و نه از اون احساسای قبلی خبری هست .
فقط سعی میکنم زندگی کنم همین...
ملالی نیست جز دوری شما
به یاد به یاد ماندنی ترین چهارشنبه سوری زندگیم و تقدیم به رفیقی قدیمی...
این آخرین شامه
شمعها رو روشن کن
نبضت تو دستامه
شمعهارو روشن کن
این آخرین شامه
با تو سر یک میز
این آخرین مهره
از آخرین پاییز
این آخرین لبخند
این آخرین بوسه
بعد از تو این شبها
تکرار کابوسه
فردای من بی تو
تلخ و غم انگیزه
شمع رو تماشا کن
چه اشکی میریزه...