در تاریخ 27آذر یعنی عید سعید غدیر خم رسما و شرعا و قانونا به مقام خواهر شوهر نائل گشتیم.
۱۳۸۷ آذر ۳۰, شنبه
۱۳۸۷ آبان ۳۰, پنجشنبه
تولدت مبارک مریمی
امروز را با رفیق همیشگی حنای مهربونم و تنی چند از رفقا به مناسبت
میلاد مبارکمان در شعبه جدید کافه ویونا بدون آنکه به یاد رفقایی باشیم
که تولد ما را فراموش کردند و حتی زحمت تبریک گفتن را هم به جان
نخریدند گذراندیم و یک تولد دیگر را هم جشن گرفتیم
با تشکر از همه آدمای با مرامی که هنوز مریم گلی رو فراموش نکردند
۱۳۸۷ آبان ۳, جمعه
این روزا دست و دلم به هیچ کاری نمیره اینقدر کار سرم ریخته که نمیدونم از کجا شروع کنم؟
فکرشو بکنید یه دفعه به تمام چیزایی که میخوایی میرسی و نمیدونی خوشحال باشی یا ناراحت؟
خوشحال از اینکه به همه آرزوهات رسیدی و ناراحت ه چرا همه با هم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه نه فرصت شادی برای هر کدوم داشتی نه فرصت داشتی که خودتو با این شرایط تطبیق بدی!
تازه بعد از یه عمر زندگی با عزت و آبرو باید تو خوابگاه زندگی کنم اونم تو شهر قم!!!!!!!!!!
هیچوقت خاطره یک شب زندگی تو خوابگاه رو فراموش نمیکنم. بدترین شب زندگیم بود!
خدا نصیب گرگ بیابون نکنه شرایط این روزای منو
فکرشو بکنید یه دفعه به تمام چیزایی که میخوایی میرسی و نمیدونی خوشحال باشی یا ناراحت؟
خوشحال از اینکه به همه آرزوهات رسیدی و ناراحت ه چرا همه با هم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه نه فرصت شادی برای هر کدوم داشتی نه فرصت داشتی که خودتو با این شرایط تطبیق بدی!
تازه بعد از یه عمر زندگی با عزت و آبرو باید تو خوابگاه زندگی کنم اونم تو شهر قم!!!!!!!!!!
هیچوقت خاطره یک شب زندگی تو خوابگاه رو فراموش نمیکنم. بدترین شب زندگیم بود!
خدا نصیب گرگ بیابون نکنه شرایط این روزای منو
۱۳۸۷ مهر ۳, چهارشنبه
کارهای تکراری
چرا آدمها به راحتی کارهای تکراری شان را تکرار می کنند ؟ بعد به طور فجیعی سوتی می دهند اما هنوز سرشان را بالا نگاه می دارند ؟؟
...................
به حمید رضای عزیز : دوست من شعر قشنگی نوشتی اما ای کاش اینقدر تکراری نبود که من را یاد همین شهر در یکی از پستهای وبلاگ دوست قدیمی ام اندازد !! در همان پست کامنتی دقیقن با همین شعر دیده بودم ، تو هم نگاه کن شاید برایت اشنا باشد !! این پست را می گویم !!!
حتمن این شعر را خیلی دوست داری که هر جا برای اولین بار سر می زنی آن را کامنت می کنی ! شاید شده آی دی تو در دنیای وبلاگستان که با آن راحت تر شناخته می شوی !
بگذریم
فقط انگاری دنیا آنقدر کوچک است که بی هوا با کسانی تصادف می کنیم که انتظارش را نداریم
موفق باشی
...................
به حمید رضای عزیز : دوست من شعر قشنگی نوشتی اما ای کاش اینقدر تکراری نبود که من را یاد همین شهر در یکی از پستهای وبلاگ دوست قدیمی ام اندازد !! در همان پست کامنتی دقیقن با همین شعر دیده بودم ، تو هم نگاه کن شاید برایت اشنا باشد !! این پست را می گویم !!!
حتمن این شعر را خیلی دوست داری که هر جا برای اولین بار سر می زنی آن را کامنت می کنی ! شاید شده آی دی تو در دنیای وبلاگستان که با آن راحت تر شناخته می شوی !
بگذریم
فقط انگاری دنیا آنقدر کوچک است که بی هوا با کسانی تصادف می کنیم که انتظارش را نداریم
موفق باشی
۱۳۸۷ شهریور ۲۰, چهارشنبه
عنوان جدید ما
بعد از 3 سال تلاش و کوشش بالاخره توانستیم به عنوان دکتر خانوم نزدیک شویم و یک عنوان پوچ و مضحک دیگه هم به عناوین مبارک
بیفزاییم. به قول رفیقی عین مار چنبره زدیم رو هرچی عنوان و مدرکه!
ما که در طول عمر کثیفمان کار بیهوده زیاد کردیم اینم روش؟؟؟؟؟؟؟؟
فقط این روزا جای یکی خیلی خالیه که میگفت آرزوش قبولی ما در
مقطع دکتراست.
چقدر دلم میخواست دنیا اینقدر برای ما بزرگ نمیشد و یه روزی باهاش
چشم تو چشم میشدم و میگفتم:رفیق نیمه راه نامرد من بدون تو به همه جا رسیدم بدون تو وکیل شدم بدون تو سر دفتر شدم بدون تو دکتر شدم
و شاید یه روزی هم بدون تو و با یکی غیر از تو طعم خوشبختی رو
بچشم اما تو بدون من چی شدی؟؟؟!!!!!!!!!
بیفزاییم. به قول رفیقی عین مار چنبره زدیم رو هرچی عنوان و مدرکه!
ما که در طول عمر کثیفمان کار بیهوده زیاد کردیم اینم روش؟؟؟؟؟؟؟؟
فقط این روزا جای یکی خیلی خالیه که میگفت آرزوش قبولی ما در
مقطع دکتراست.
چقدر دلم میخواست دنیا اینقدر برای ما بزرگ نمیشد و یه روزی باهاش
چشم تو چشم میشدم و میگفتم:رفیق نیمه راه نامرد من بدون تو به همه جا رسیدم بدون تو وکیل شدم بدون تو سر دفتر شدم بدون تو دکتر شدم
و شاید یه روزی هم بدون تو و با یکی غیر از تو طعم خوشبختی رو
بچشم اما تو بدون من چی شدی؟؟؟!!!!!!!!!
اشتراک در:
پستها (Atom)