امشب یکی از بهترین شبای زندگیم و این تولد یکی از بهترین جشن تولدام بود.فکرشو بکن دلت گرفته باشه و فکر کنی هیشکی دوست نداره و با اندوه فراوان بری تو کافه تا توی تنهایی یه قهوه بخوری و حسابی گله و شکایت کنی از اطرافیانت،بعد ببینی بهترین دوستات تو کافه منتظرت نشستن و برات تولد گرفتن،خب چه حسی میتونی داشته باشی؟دقیقا نمیتونم بگم چقدر خوشحال شدم و چقدر غافلگیر اما فقط میگم که یکی از بهترین شبای زندگیم بود.مرسی از همه دوستانی که امشب زحمت کشیدن و منو حسابی خجالت دادن.مرسی از دوتا ساناز عزیز دوستای خوبم.مرسی از پروشات عزیز و مهربون خودم.امید جان(گنجشگک اشی مشی)یک دنیا ممنون.خیلی خوشحال شدم از دیدن محمدرضای عزیزی که توی دنیای مجازی دوست خوبم بود و امشب تو دنیای واقعی هم یکی از دوستای خوبم شد.ممنون از سام عزیز و در اخر هم هوارتا بوس و تشکر از حنا جونی بهترین دوست دنیا که واسه برنامه امشب کلی زحمت کشیده بود.گلناز نازنینم جات خیلی خالی بود و دلم برات خیلی تنگ شده.واقعا خوشحالم که دوستای به این خوبی و ماهی دارم و انشااله تو تولداتون جبران کنم.
۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه
۱۳۸۹ آبان ۲۸, جمعه
روز تولد من
امروز فکر کردم حالا که از ادما ناامید شدم و تو آدمای زنده معرفتی ندیدم ،بهتره تولدم رو کنار مرده ها بگذرونم.صبح اول وقت راهی بهشت زهرا شدم و رفتم سراغ بابا جونی تا از بعضی ها گله کنم.با یه دل پر رفتم و یه دل سیر براش گریه کردم.
با تشکر از همه دوستانی که تلفنی و اینجا تولدم رو تبریک گفتن و به یادم بودن.اما اونایی که به خودشون زحمت ندادن و اون شخص مورد نظر(س)که امروز فهمیدم چقدر بی شخصیت و بی ادبه که واقعا بدترین روزارو براش ارزو میکنم،شاید من نتونم این کارشو براش جبران کنم اما مطمئنم که بالاخره یه روزی یکی اینکارو براش جبران میکنه...
۱۳۸۹ آبان ۲۷, پنجشنبه
۱۳۸۹ آبان ۲۳, یکشنبه
لعنت به این تنهایی
امشب دلم یه گوش شنوا میخواد.
امشب دلم کمی ناز میخواد.
امشب دلم قربون صدقه میخواد.
امشب دلم میخواد یکی داد بزنه که چرا موبایلمو خاموش کرده بودم.
امشب دلم میخواد یکی گیر بده که این روزا کجام.
امشب دلم نگرانی میخواد.
امشب دلم میخواد واسه یکی نگران بشم.
امشب دلم همه اون چیزایی رو میخواد که ندارم...
امشب دلم کمی ناز میخواد.
امشب دلم قربون صدقه میخواد.
امشب دلم میخواد یکی داد بزنه که چرا موبایلمو خاموش کرده بودم.
امشب دلم میخواد یکی گیر بده که این روزا کجام.
امشب دلم نگرانی میخواد.
امشب دلم میخواد واسه یکی نگران بشم.
امشب دلم همه اون چیزایی رو میخواد که ندارم...
۱۳۸۹ آبان ۱۸, سهشنبه
خبرت هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیشب خاطره هاتو ساعت نه شب همراه زباله ها گذاشتم جلوی در تا شهرداری ببره،آخه بوی گندش کل زنگیمو برداشته بود...
اشتراک در:
پستها (Atom)